فوتبال ورزش پرطرفدار و جذابي است كه انسانهاي زياد و متفاوتي را جذب خود كرده است.حتي سياستمداران نيز كم و بيش جذب فوتبال شده اند.آنچه را كه بوسيله فوتبال مي توان بدست آورد ، مسلماً با ورزشهاي ديگر نمي توان بدست آورد و اگر هم بدست آيد قابل مقايسه با فوتبال نيست.شهرت،ثروت،قدرت و خيلي از مسائل مختلف و متفاوتي كه اينجا جاي بحث ما نيستند.فوتبال تافته جدابافته ي ورزشهاست.
از ساليان گذشته تا كنون فوتبال دزفول مديران مختلفي را به خود ديده است.هر كدام با توجه به توانايي هاي خود در عرصه مديريت هيئت فوتبال دزفول ، سكان هدايت فوتبال اين شهر را در اختيار داشتند و رو به جلو حركت نمودند.بدون شك موفق ترين رئيس هيئت فوتبال دزفول كسي جز دكتر بهمن سهرابي نبوده است.دكتر سهرابي علاقه عجيبي به فوتبال داشت.ايشان با توجه به جايگاه اجتماعي خود در نزد مردم دزفول ، توانستند اعتباري بزرگ و شايسته به فوتبال دزفول ببخشند و شرايطي فراهم نمود تا در سايه حضور ايشان در هيئت فوتبال دزفول شاهد رشد و تعالي فوتبال دزفول باشيم.
جوانان مستعد و با استعداد دزفولي كه فوتبال را نه فقط يك ورزش بلكه بهترين تفريح و عشق خود مي دانستند و با فوتبال زندگي مي كردند.برگزاري فوتبال در رده هاي مختلف سني اين امكان را فراهم مي آورد تا پشتوانه مناسب و ارزشمندي در سالهاي آتي جهت حضور تيمهاي قدرتمند در استان و كشور دربين جوانان پديد آيد.
پدرم كه سابقه اي ديرين در فوتبال دزفول دارد ، از روزهاي اوج فوتبال در بين جوانان دزفولي سخن فراوان مي گويد.از اينكه مسابقات باشگاه هاي دزفول با چه شور و حرارتي برگزار مي شد.از اينكه بعد از كار روزانه همگي با دوچرخه به استاديوم مي رفتيم و تمرين مي كرديم و غروب خسته و كوفته به خانه برمي گشتيم.تعريف مي كند كه وقتي بازي رسمي داشتيم ، پس از بازي اگر مي برديم همگي به خانه هاي خود مي رفتيم و اگر بازي را مي باختيم ، همه با هم به بستني فروشي مشهدي حسين جنب امامزاده سبزقبا مي رفتيم و شادان و خندان بستني مي خورديم ، بعد به خانه مي رفتيم.فوتبال چيزي فراتر از يك ورزش در بين جوانان دزفولي نسلهاي گذشته بوده است.بهانه اي براي بيشتر بودن در كنار هم و دوست داشتن دوستان از جان عزيزتر.
از سال ۱۳۷۰ كه وارد فوتبال شدم ، ۲۰سال گذشته است.حدود ۵ سال فوتبال را ادامه دادم و سال ۱۳۷۵ به كميته داوران پيوستم.فوتبال دزفول هر سال مسابقات مختلفي را به خود مي ديد.نوجوانان، جوانان، اميد بزرگسالان كه خود در سه رده برگزار مي شد و با شور و هيجان خاصي اين روند ادامه داشت.كم كم رونق فوتبال دزفول از تب و تاب افتاد.روز به روز مشكلات ورزش بيشتر شد و كم كم گريبان فوتبال را نيز گرفت.نداشتن منابع مالي، عدم مديريت و برنامه ريزي صحيح از هيئت فوتبال ، عدم همكاري و مساعدت سازمانها و ارگانهاي دولتي،عدم استقبال شركتهاي خصوصي و مشكلات اقتصادي باعث شد فوتبال دزفول روزهاي بدي را تجربه كند.اينها فقط بخشي از مشكلات دزفول بود كه توان و رمقي براي رونق فوتبال باقي نگذاشته بود.آموزش و پرورش كه به عنوان بزرگترين تربيت كننده فوتباليستهاي جوان اين شهر مطرح بود نيز نتوانست مانند گذشته اين بار عظيم را بر دوش كشد و كما في سابق وظيفه خود را در كشف استعداهاي پنهان ورزش ايفا نمايد.كم كم ورزشگاه هاي دزفول خالي از فوتباليست شد.ديگر مانند سابق نبود كه وقتي به استاديوم مي رفتي ،جايي پيدا نمي كردي تا بتواني نيم ساعتي تمرين كني و فقط دور زمين چمن بدوي.الان اگر كسي پيدا شود كه به استاديوم برود به راحتي و بدون هيچ زحمتي مي تواند در زمين شماره يك ورزشگاه تمرين كند.زمين شماره يك استاديوم كه زماني آرزو مي كرديم بتوانيم در آن بازي كنيم ،حالا به همين راحتي و البته با كلي ناراحتي خالي از فوتباليست و به اصطلاح ما دزفوليها باد آن را مي برد و مي آورد. آغاز اين بي رونقي و بي حالي فوتبال دزفول را مي توان از سال ۸۰ به بعد جستجو كرد و اوج آن را در دو سه سال گذشته مي توان ديد.
امسال هم همين آش است و همين كاسه.نمونه اش را عرض مي كنم.مسابقات فوتبال اميدهاي باشگاه هاي دزفول با شركت ۵ تيم كه فقط در روزهاي جمعه برگزار مي شدند،انجام شد.
خنده دار نيست؟نه به خدا ، بايد به حال فوتبال شهرمان گريست.نه به حال فوتبال ،بلكه مديران فوتبال شهرمان، ريئس هيئت فوتبال شهرمان،جوانان فوتبال دوست شهرمان.
مهمترين دليل اين بي رونقي و بي حالي در فوتبال دزفول ، وجود هيئت فوتبالي بي حال و بي برنامه و فرسوده است.اينكه مي گويم فرسوده،سخن گزافي نيست.دقت كنيد، شما براي پياده نمودن اهداف مديريتي و برنامه ريزي جهت رشد و به ثمر رسيدن ورزشي مثل فوتبال چقدر زمان نياز داريد؟يك سال، دو سال، پنج سال،ده سال،بيست سال چطور؟واقعاً چند سال؟قريب ۲۰سال است ريئس هيئت فوتبال شهر ما دزفول ، شخص بزرگواري است كه حاضر نيست از اين رياست دست بردارد و اجازه دهد كس ديگري سكاندار اين هيئت شود.آيا واقعاً هنوز براي به ثمر رسيدن اهدافتان در رسيدن فوتبال دزفول به جايگاهي شايسته نياز به زمان داريد؟۲۰سال زمان كمي نيست.فكر نمي كنم بيش از اين ايشان به زمان نياز داشته باشد.انصافاً زمان زيادي است.مديريت طولاني مدت ايشان باعث از بين رفتن انگيزه و بوجود آمدن روزمرگي در برنامه هاي هيئت فوتبال شده است.عدم انتقاد پذيري،عدم برنامه ريزي صحيح از طرف ايشان و نبود خلاقيت در مديريت،فوتبال دزفول را روز به روز دچار افول كرده است.
جناب آقاي رئيس،اگر خدمت و تلاشي براي فوتبال دزفول نموده ايد كه مي دانم انجام داده اي، ممنون و سپاسگزاريم.دستتان درد نكند.اما تو را به خدا اجازه دهيد اين زحمات شما هدر نرود.اجازه دهيد دوستان جوان و كاربلد و دلسوز كه در دزفول حضور دارند دستي به روي اين فوتبال بكشند و فوتبال را از اين بدبختي و فلاكت خارج سازند كه شكوفايي فوتبال برابراست با شكوفايي استعداد هاي پنهان جوانان دزفولي .باور بفرماييد اگر همين امروز هم استعفا بدهيد خيلي دير است.مي ترسم از روزي كه استعفاي شما دردي را دوا نكند و آنوقت است كه بايد فاتحه فوتبال و فوتبال دوستان را بخوانيم.كما اينكه همين امروز هم بوي الرحمانش بلند شده است.
بدون شك كناره گيري شما از رياست هيئت فوتبال دزفول و حضور فردي جوان و شايسته و علاقه مند به كار در فوتبال، مي تواند خوني تازه در رگهاي خشكيده فوتبال دزفول بدواند.
نكته:رياست كميته داوران فوتبال دزفول قريب ۲۰سال است كه توسط شخص آقاي رحيم ريحانپور اداره مي شود.چون با ايشان دوستي ديرينه دارم و بسيار به ايشان ارادت دارم نامش را بيان نمودم.
جناب آقاي رحيم ريحانپور عزيز و بزرگوار،براي شخص شما بسيار احترام قائلم و از صميم قلب آرزوي سربلندي و توفيق روزافرون دارم.زحمات شما در طي ۲۰سال گذشته برهيچ داوري در دزفول و حتي استان پوشيده نيست اما...
۲۰سال است كه رئيس كميته داوران دزفول هستي.خسته نشدي؟آيا وقتش نرسيده سكان هدايت كميته داوران فوتبال دزفول را به جوانترها واگذار كنيد و اجازه دهيد جوانان با انگيزه جاي شما را پر كنند؟
به فكر ما نيستيد ، به فكر سلامتي خود باشيد.